تبليغاتX
قراضه

بالاخره این سمینار لعنتی تموم شد. دیگه رسماً داشت رو اعصابم پشتک می‌زد. جلسه‌ی دفاع اصلاً جالب نبود. این‌قدر گیرهای مسخره دادن که کفرمو درآوردن. یکی از اساتید برگشت گفت چرا عنوان سمینارتو گذاشتی روش‌های .... باید می‌ذاشتی راه‌ها. راه‌ها درسته. نمی‌دونم اینو دیگه از کجاش درآورد. موضوع وحشتناک این بود که اساتید محترم راجع به موضوعی که من درباره‌اش سمینار دادم هیچ اطلاعی نداشتن و فقط به زوایا گیر دادن. دریغ از یه سوال علمی.

سعی می‌کنم راجع بهش فکر نکنم. راجع به همه زحمتی که کشیدم و برخورد اعصاب‌ خورد کنشون. بی‌سوادا. فقط نگران نمره‌امم. اوضاع تحصیلی‌ام خیلی بی‌ریخته.

یه کم راجع به مهاجرت searchکردم. ولی خیلی اطلاعات مفیدی به دست نیاوردم. برام همه کشورا علی‌السویه‌ان. فقط باید هر چه سریع‌تر تکلیفم رو با امتحان TOEFEI یا IETIS‌ روشن کنم. بقیه‌اش مهم نیست. هر کشوری که بهم پذیرش بده می‌رم.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط تارا |