تبليغاتX
قراضه -

پای کامپیوتر بودم و غرق خوندن. توی عالم خودم بودم که تلفن زنگ زد. گفتم حتماً باباست. ولی ما که شام خوردیم، اونا هم که الان حتماً خوابن، قضیه چیه؟ نکنه مامان حالش بدتر شده؟

کد کرج بود. تلفنو برداشتم و گفتم: بله؟‌ یه آقایی پشت خط بود. گفت:

-          خانم از شرکت آب و فاضلاب زنگ می‌زنم. می‌خواستم ببینم آبتون میاد؟

مثل گیج منگول‌ها گفتم: بله؟ داشتم چیزی رو که شنیده بودم تو ذهنم حلاجی می‌کردم. دفعه دوم که جمله‌اش رو تکرار کرد دلم می‌خواست پیشم بود تا تلفنو بکوبم تو سرش. باورم نمی‌شه. یارو از کرج زنگ زده که اینو به من بگه؟ یعنی بعد این همه سایت‌های دوست‌یابی و چت و کوفت و زهرمار اینا هنوز مزاحم تلفنی یه خونه می‌شن و از گفتن حرف‌های رکیک لذت می‌برن؟

ما کجای کاریم؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر توسط تارا |